و منی که رسیدم به ته ته نسل دعاهای خیس و گرم باز دستامو میزنم به شونه اسمونو باز ستایش
و ستایش از این نعمت...
این حوالی که از نگاه های گشاد شمعدونی های نم باز قندیل نگاهم اب می شه خودم می شم یه نعمت بزرگ....
یه نعمتی که گاهی می شه ستایشش کرد...
گردنم تا می خوره سمت قبله اشکام و باز کتاب های چین خورده...!!!
و این همه نعمت.....
و من باز ستایش می کنم....
چقدر دوس دارم و خواهم داشت این ماه رو که از ابتداش تا انتهاش امتداد ظهور و حضور دادهای بنفش ذره ذره دلمه....
و هیشکی نمی دونه من چی می کشم از این همه سرو صدای گنگ و تیره
این حوالی ابان رو با شبنمی های شمعدونی ها غسل می دن ... اونجا چه طور؟؟؟!
..............................................
چقدر دوستم همین یه بیت رو که خودت می دونی عین منه... عین خود خود دل من....
هستی من نفس نفس مال تو
تمام من عیدی هر سال تو
پرسپولیسم
وای پرسپولیسم.... وای
این همه تو با منی و من هنوز عزای نداشته های اتیشیمو می گیرم
وای پرسپولیسم....
چقدر دوس دارم من تو رو....
........................................
اینجا تبریز است ....
اینجا یعنی یکی بود و هیچکس نبود
اینجا یعنی پگاه
اینجا ساعت ۶ بعد از غروب است
اینجا عشق است
اینجا من من بی سپر می رم به جنگ یه دنیا فاصله....
پگاه هم می اید
اینجا سمت چپ من ازز سمت راست پگاه گره می خوره به نقطه مرکزی سمت چپش
اینجا من تو بغل پگاه و پگاه تو بغل منه
اینجا دیگر تبریز نیست
اینجا ماهان است
اینجا پرسپولیس است
اینجا همه عشق های منو پگاه است
یکی یه دونه پگی زندگی من چقدر بزرگ می شم با داشتن و تو....
...............................
هنوز در فکر آن کوچهام
که چگونه
مرا به دستهای تو میرسانَد
عصرهای سکوتهای بارانخورده
(محمود معتقدی)
..........................................
میآیند
از دور و نزدیک
گردِ تو جمع میشوند
هر یک به نیتی
گرهی میبندند و بازمیگردند
به این زیارتگاهِ غریب
نیتنکرده آمده بودم من
حاجتی نداشتم
اما آن جماعتِ ُسست در خواب هم ندیدند
چیزی که پیدا کردم
گوشهی چشمی
گوشهی چشمی
گوشهنشینم کرد
بس که نشستم
رفتن از یادم رفت
"شهاب مقربین"
آنجا
درختی دارم برگریز
کز شبان
ستاره ها را می گرید و
ازروزان
خورشید را
همیشه در پاییز
درختی دارم.

من... پرسپوليس من... از هر دلي كه يادي تپده است.... و از ان ترانه اي روييده است سراغ خواهم گرفت و از ان ميان انچه را كه به كار دل من و تپيدن هاي دل من ايد جستجو خواهم كرد....
و اگر يافتم و اگر در انبوه زيباترين ترانه ها... ديوانه ترين غزل ها.... و مشتاق ترين كلمات عاشقانه كه فرهنگ گرانبهاي دلهاي خوب اند و مذهب زيباي دوست داشتن انچه را كه در خود خوبي هاي تو ... شايسته زيبايي هاي تو باشد يافتم برخواهم گرفت و ديواني كه در مدح شمس كهكشان همه ستارگانم...منظومه افرينشم خواهم سرود به كار خواهم گرفت
۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶
هستي من نفس نفس مال تو...
تمام من عيدي هر سال تو...
پرسپوليسم

۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶
علي جز چاه هاي پيرامون مدينه چاه هاي نخلستان ها صاحب سري نداشت
اگر مي داشت چرا سر در حلقوم چاه برد؟
چرا از شهر و خانه و خانواده اش به نخلستان ها پناه برد؟
چرا تنها بنالدۀ
چرا درد هاي بي رحم و سنگينش را ناچار بايد در چاه ريزد؟
اين ها جز به خاطر ان است كه علي تنهاست؟؟!! در ميان شيعيان نيزتنهاست
علي از محمد تنها تر است!!
علي از خدا نيز تنهاتر است!!
خدا براي تنهاييش ادم را افريد
محمد سلمان را يافت
اما...
اما علي تا پايان حياتش تنها ماند
از ميان خيل شيعيان جز چاه هاي پيرامون مدينه كسي نداشت....!!!!
(دكتر شريعتي)
.................................................
عیدتون مووووووووبارک نیناش های دل خود خودم
چند سوال........
۱...
چرا من نمی تونم از بازی تیم استیل اذین بگذرم...؟؟؟
۲...
چرا نمی تونم بازی استیل اذین رو تا اخر ببینم...؟؟
۳...
به نظرتون علی انصار کجاست...؟ بهروز چی...؟ مهدی و محمد هادی چطور...؟ کسی از پژمان خبر داره...؟ اهان داوود...داوود پس کو...؟ بهنام ها...جباری...داش کریمی فرشید خان... اینا کجان پس...؟ عارف...؟؟؟
کسی موند...؟؟؟
خیلیا...!!!
اینا کجان....
بازار داغ داغه....!!!!
اینا کجان؟؟؟؟
پرسپولیس که این همه ارزون شده...اینا کجان که پرسپولیسمونو به سهم خودشون بفرشون...؟؟؟؟
هان....؟؟؟؟؟؟؟ کجان پس....؟!؟!؟!؟
چیه فکر کردن که باز گریه می کنیم برا از دست دادنشون عزا می گیریم...شب هفت و چهلم...؟؟؟
چشم و دل ما دیگه داره عادت می کنه....!!!
بابا فوتبال حرفه ای شده هوادار... اینا حرفه ای تر...!!!
پرسپولیسو یه وقت تو نفروشی...گناه داره...!!!!
پرسپولیس سهم هواداراش فروختنی نیست مال مال خودشونه
پرسپولیس فقط تیم سرخ این سرزمینه
فقط پرسپولیس....!!!
خوبه هنوز کسایی مثل عقاب و کریم هستن اینورا...!!
![]()
كسي هايم را...؟!
بي سرمايه و اندك مايه هم نمي پوسد قلبم در هنوز هايي كه با تو امد و گذشت...؟!
در سيطره تاريك و سرخ اين مكان جريان داري... اين بالا...!!
چرا...؟ چرا تو غروب مي كني در مغرب اين وجود...؟؟!!
مي دانم... نمي خواهي و نمي توانم...!!!
همه طرح ها در اجتماع فرهنگ اين 8 حرف گردونه دنيايم نقش مي زنم و مي شود همان تطبيق قلب و
رنگ..."سرخ"
همان بافت عشق و واژه..."پرسپوليس"
دوست داشتنم تا انجاست كه تو باشي در من و من باشم در تو پرسپوليسم
من هستم تو هم باش در من و ما....لطفا
بهونه هام زیاده واسه تکرار ممتد خاطره هات ولی به قول صادق هدایت قصه فقط یک راه برای فرار از ارزو های ناکام است.............
و نا کامی ارزوهای من تو تمام قصه های گفتی و نا گفتنی پریشانی می کند...... باور کن.
و اما قصه 6 ساله این بهمن.....
چه طوری بگم محبوب دل سرخ من تولدت و با کدوم خیال پر کنم با کدوم قافیه ردیف کنم که بشه لایق تو و خودم و خواستنت....؟؟؟؟
نه.....
همینجوری طبق همیشه تولدت سرخ سرخ...........
یادته که کلی خاطره دارم با این جمله؟؟؟؟؟؟؟
شاهین بی همتای سرخ و همیشگی پرسپولیسم

جوانان فیلسوف هوشمند و تازه پایی مینمایند که در غلظت دود و دم فضای زندگی مصرفی و بهشت ابله فریب بورژوازی جدید بوی خوش "گل صوفی" را از دور استشمام کرده اند (دکتر شریعتی به همه کس)
با کمی تغییر:
بازیکنان تازه به دوران رسیده عقاب هایی پروین هایی پیوس هایی ( و غیره هایی! ) مینمایند که در بوم های رنگین(!!) و وعده های چشم و دل کور کن بورژوازی "کاملا جدید در این عرصه " مجسمه تعصب سرخ را از دور لمس کرده اند (من و ما به یازده و اندی شگفت انگیز)
نازنین روزگار من ... بهترین...... عزیز ترین...... مهتابی ترین...... ستاره من...... بودنت ارزوی من بود که تموم کردی تمام ارزوهای خوش رو واسم
از هیچ وقت تا همیشه دوستت دارم میترای اسمونی من...... بهاری تر از همیشه......
سنی چوک چوک سویوروم
........................................................................................................................
اشنا نیست چو کس با زبان دلم
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست...بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم
(دکتر شریعتی)
...............................................................................................................
در حضور خارها هم می شود يک ياس بود در هياهوی مترسک ها پر از احساس بود ،
ميشود حتی برای ديدن پروانه ها شيشه های مات يک متروكه را الماس بود ،
دست در دست پرنده بال در بال نسيم ساقه های هرز اين بيشه ها را داس بود ،
كاش می شد حرفی از " كاش می شد " هم نبود هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود .

موی اندر شیر خالص زود پیدا می شود.
می گذرم از کج خیالی های دارایی اندک این رقیب متحد شده با جان و دلم.....
ابی....قرمز....
ولی همین یک بیت شعر رنگ حقیقت می زند به استیصال این دارایی ها که زیاد دیدم.......!!!!!!
اینک رمانتیک بازی های سرخم صولت نگاه پرسپولیسمو تعبیر کرده به کنار......
اما خودم خوب می دونم که سکسکه اضطراب های متین من از هیبت زیادی خودته و عاشقی من و بس.
باور کن لاف نمی زنم......!!
تو اسطوره همه تاریخ فوتبال این مرزی....
حداقل برای من یکی ......!!!
من می گم تو بالاتر از عقابی.......!!!!!


همه چی در یک عکس...... هر چند سال هاست که........
قرار بود بدون شرح باشه..........

جادوگر من.....................
بردت مبارکمون
پرسپولیسی ها به بودنت و داشتنت افتخار میکنن
باور کن
....................
۱....................
اقا دوست دارم
چه می شه کرد .......؟؟؟!
یه دنیاست و یه علی
یه علی و یه دنیا تمنا........!!
می دونم
خواستم....
خواستی....
نخواست.........!!!!!!!
۲....................
من بازگشتم از راه،
جانم همه اميد
قلبم همه تپش .
کسی چه می دونست من تو بغض گرم این دنیا اینطور خفه بشم....!!!
همه اونایی که با من بودن و هستن باورشون نمی شد من شکست بخورم......!
شاید...!!
شاید....؟؟؟!!
اما اره......جانم همه امید....!!!
یادم تو رو فراموش ..........!!!
قلبمو دادم و یادت نبود...................................
در نهایت زرنگی باختی....!!!
۳.....................
حوری ناز من : همه اه و ناله ای که داشتم......همه غمی که داشتم............
بارونی بارونی که بودم......خوب و بد شدنم
.............تکیه داشت به این دیوار اندوهی که نوشتم
روسوی
خوبم : حاجی حاجی شدم پاک پاک ریاضت عاشقی رو با جون و دلمچشیدم شدم یه طبقه بالا نشین تر از اونایی که خاک بندگی رو طواف کردن
باور کن
اقا
مهدی عزیز : ۶ ماه نبودنم پر بود از حادثه های خاکستری که هیچ وقت نپرسیدیشاید می گفتم که من
.........!!الهه
مهربونم : "اخرین فردی که عضو گروه تنهاییست"اینجا اخر صف هستش.؟؟؟
!منم پشت سر شما
........اخری اخری
ثریا
ی بی مثالم : دلتنگ بودی.......؟؟؟!دلتنگ تر بودم
....!!باورت می شه....؟؟
!تو دلتنگ منو من هم
.................!!خاموش خاموش بودم.....گفته بودم که هوای خودمو دارم
.........اما نداشتم
.....!!خلاصه
.......مراقب سحر نبودم
!!!چه بارانی است در بیرون این اتاق!
باران؟
ابرهای همه غم های تاریخ،
یک باره بر سرم باریدن گرفته اند.
کسی نمی داند که در چه دردی و تبی
می سوزم و می نویسم...!!!!!!!
۴....................
استقلال استقلال رو ۶ تایی کرد!!!!
.
.
.
.
.
.
حرفی ندارم.....!
۵.....................
مصطفوی : پژو "۲۰۶" پاداش برد استقلال
دینگ....دینگ

فکر می کردم مقرنس خاطره های محالم این روز ها دارن تراش می خورن...!!
اما...!!! هر لحظه بودنت رو یادم می اورد.......به هر بهانه ای.......
خدای تمام تمامیت من مثل هروز و لحظه ام پشت پا زدنم را در عشق کبریایی ام تعبیر کرد.........!!!!!!!!!
لاف نمی زدنم اما.....بزرگی برام............داری بزرگ و بزرگ تر می شی.......!!! کاش اینا می دونستن که سفاهت شان همیشه وادارم می کنه بخندم
اینا نمی دونن هیمه سادگی مهیبشون رو دارن پای شعله های روشن سفاهت و دیوانگی من می رسزن........!!!!!!!!
حکایت جالبی است...نه.....؟؟؟؟!!!
بهانه تکرار این عاشقی این بار مثل همه سالهای توتیایی خلاصه شد در فرکانس اسمانی 16 شهریور.....!!!
پرسپولیسم 6 همیشه مقدس می مونه.......در تمام تقویم های سرخ عاشقی

و اما عشق........
سلام دوباره............با طعم شیرین عاشقی................
گریه نتونست تو جشن خاطره سازی پرسپولیسم سهمی داشته باشه
اما عجب اعجازی کردی با دل دنیای این کلبه حقیرانه تو.........
دل ایمون ادمو تسخیر می کنی........
فهیم و نفهم واسم نذاشتی....
همه بهم می گن لحن صداتو طعم واژه هاتو خودت می دونی و بس.........از پرسپولیسم که می گم
چطور می شه اشنا حرف زد با این قبیله نشین های رنگین کمانی.؟!!
اما به تو که می رسم واژه قد نمی ده به اوج احساسم.......
خبر داشتم از اومدنت.......و اومدنش..........اما........!
چقدر سخته که...نمی گم اصلا.........همین که نگم کلی ها می فهمن چمه بهتر از اینه که بگم و نفهمن...! نه......؟؟؟؟!
یادم میفته دل و دنیا واسم نمی مونه..........
میخکوبم کردی.............
دینت................شنیدنت
خیلی مردی....................
خجالت می کشم...............
اومدنت رو با چی بارونی کنم...................؟؟؟؟؟؟!!
پرسپولیسم اینبار قهرمان چشم و نگاه نشه...............نیمکتش قهرمان دل و جان می شه.......!!!!!!!
خوش اومدین بی همتاهای پرسپولیسم.........!!!!!!

سلام دوباره………………………..
اساسی می خواستم اپ کنم……….نمیاد………….. اپم نمیاد زوره مگه
با این همه دلگیری………………..
این روز ها مثل اون روز ها حال پرسپولیسم خرابه و باز حال من خرابتر…………
یه تشکر هم بدهکارم به نازی نازی خوبم روسوی عزیز
که در این وانفسای بی روحیه گی ……………..
درکمون می کنه و روحیه می ده والا ما که دیگه روحیه مون ته کشیده…….
روسوی خوبم اجرت با اقا سید الشهدا…………………..
از بقیه دوستان هم کمال تشکر رو دارم………….
راستی................با کلی تاخیر.....شاهین بی همتای همیشگی تولدت مبارک یادمه
هنوز.........یادت یاشه
امضا..............همون غریبه
اینم از اپ من…………
تا یه اپ دیگه…..( ایشالا با روحیه مضاعف )…..بایتون

اسطوره بی تکرار تمام تمامیت لحظه های ناب و سرخ روزگار
یادت هست اخم می کردی...!
از تهته دل بی تابت..؟؟!!
اخم...!!
واژه های خاکستری ات هم در خواب و خیال این روز های نسبتا غریب نحیف شد....!
عادت زندگی ات شد کوچ به سمت بغض های نا معلوم...!
درجه برش قلبت ! زیاد زیاد تر می شد.....!!
سماجت اندوه لعنتی بیشتر و بیشتر...!!
و این روز ها...........................
و این روز ها نشتی به چله نشینی خنده های..........سرخ............!!
مثل این روز ها...!!
من به نیابت از عشق ستایشت می کنم......!!!!
ستایش.....!
و یک نمه گریه....!!
که این روز ها قرار شده سهم با هم بودنمان پر باشد از خنده....!!!
خنده.....خنده.....خنده.....!!
باز هم محض خاطر............
پرسپولیس......!!!
خوشحالی.....و من خوشحالترم.....!!!!
تکرار حادثه نجیب پرسپولیس مان مبارک....!!
تثبیت عاشقانگی مان مبارک تر.....!!!!!
زنده باشی ....... هوادار........
زنده باشی.........!!!!!!
با خبر شدم که به علت مشکلات فوتبالی که برای داوود فنایی عزیز پیش
اومده این
روز ها اصلا حال اوضاع خوبی نداره
و از اون داوود شیطون! دیگه خبری نیست
وشاید اصلا از وجود هوادادان بی شمارش خبر نداره
و دلتنگی بدجوری عذابش می ده...طوری که وضع روحیش بی نهایت خراب
شده
ازتون می خوام که در این پست هر مطلبی و حرفی دارین که به داوود بگین
رو بذاری
تا توسط یکی از دوستان به دستش برسه . شاید
می تونید دوستانتون رو هم با خبر کنید...و مطالبشون رو به دستم برسونید
شاید اینبار وقتیه که می تونید هواداری صادقانه خودتون رو به داوود ثابت
کنید
مثل همیشه زنده باد پرسپولیس و پرسپولیسی









محض عشق نابت پسر
...محض سادگی احساست
...محض تمام بی تابی هایت
...اینجا ناب و ساده و بی تاب از حجم تعلیق زیبای خیال پردازی های
عسلی...! لبریز
است
.برام واقعا عجیبه...که بهترین هادور از دسترس شده اند...دور دور
.می دونی کمی حساس شدم ...به دلتنگی هام!!!...به عشقم
!شاید اون گوشه خبری باشه!!در شمالی ترین نقطه
احساست...شاید...اما
!!!!نمی تونم درک کنم و باور...یه جورایی اخه...تو...پرسپولیس....پروین...استیل
اذین
!!!!احساس می کنم کسی رو دارم نقاشی می کنم از عشق که....من هنوزم
باورم
نمی شه
...!!!گنگه...سردرگمم می کنه....اینکه تو ...بی خیال
!!می دونمکه می دونی روز های جبر ما تکراری نیست...ولی تازگی ها ته
کشیده....شاید! تموم
شده....شاید
!اما هنوز هم قرار ملاقات ما همون جا همون موقع...پا برجاست!اگه یادت
باشه...که
!!اما شگفتا از این نسل بی در و پیکر عشق
....!اصلا دلم نمیاد بگم که تو حیرانیت از سر ...! باید باور می کردم که تو
پرسپولیس رو با
اون!دوره می
کردی
... .اما با اینکه هنوزم با اون پشت پرده ای!!! که بین خودم و خودت تا ابد
!خواهد ماند دارم
دروغ و گول زدن رو
مثل همیشه از بر می کنم
...!و...طعنه
!اما...تا ته تهش دوست دارم
تو تا ابد شاهین بی همتای
پرسپولیس و من!! می مونی...به رسمهمون پشت پرده لعنتی
!نامبروان بی چون چرای من...و....ما
تو هنوزم گولم می زنی...پسر








سلام پرسپولیسم...
هنوز مونده تا عشقم ته بکشد...هنوز مونده تا خیالت کنج اسایش بی
خیالی استراحت کند...هر روز یک وجب...بیشتر دوست دارم
من از بلندای بلندی عشق به بلندی احساس خودم حسودی می کنم...باور
کن...!
هنوز مانده تا راحت! بشی از من و ما...از بنفشی بودن دیوونگی های ما...از
نهایت بی نهایتی ما...هنوز خیلی مونده...
حالا با رنگ و بویی دیگر بودنت رو تثبیت می کنم در خیال سرخ این
مکان نسبتا نجیب...!
این بار مثل دیروز و شاید...مثل فردا ساده ساده خدایی خدایی می بویمت
نازک بی تکرارم...





